دلـــنوشته های وروجک
کاش سرنوشت جز این مینوشت 
قالب وبلاگ
نويسندگان
.. تنها ترين تنهاي تو زخم زبونا خورده بود...

خدانگهداري نکرد چون قبل رفتن مرده بود...

 مسافر دلتنگيا از بعد تو بيچاره شد...

بعد از وداع آخرش رفت و ديگه آواره شد ::..

 

 

 


يک شبي مجنون نمازش را شکست
بي وضو در کوچه ليلا نشست

.... 

عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود

....

سجده اي زد بر لب درگاه او
پُر ز ليلا شد دل پر آه او

....

گفت يا رب از چه خوارم کرده اي
بر صليب عشق دارم کرده اي

....

جام ليلا را به دستم داده اي
وندر اين بازي شکستم داده اي

....

نيشتر عشقش به جانم مي زني
دردم از ليلاست آنم مي زني

....

خسته ام زين عشق،دل خونم نکن
من که مجنونم تو مجنونم نکن

....

مرد اين بازيچه ديگر نيستم
اين تو و ليلاي تو... من نيستم

....

گفت اي ديوانه ليلايت منم
در رگ پنهان و پيدايت منم

....

سالها با جور ليلا ساختي
من کنارت بودم و نشناختي

 


[ دوشنبه 05 تیر 1391 ] [ 23:42 ] [ voro0ojak ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

این وبلاگو تقدیم میکنم به هواداران وبلاگ www.sheyto0onak.loxblog.com
امکانات وب
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران