|
دلـــنوشته های وروجک کاش سرنوشت جز این مینوشت
| ||
|
من هنوز فکر می کنم رعد و برق صدای سرفه های خداست که این روزها زیاد سیگار می کشد ؛ مثل من که این روزها زیاد عطسه می زنم ! دکتر می گفت به مرکبات آلرژی داری ؛ من اما ترجیح می دهم بمیرم تا اینکه دنیا را بدون پرتقال سر کنم که دهان تو همیشه بوی پرتقال می دهد؛ گیسوانت چراگاه شکوفه های بهار نارنج است ؛ پاییز که می رسد عطر لیمو از یقه ی پالتو پوستت بیرون می زند ! دکترها حرفهای احمقانه زیاد می زنند ! من هنوز فکر می کنم که اگر پدرم سواد خواندن و نوشتن داشت جنگی در جهان رخ نمی داد ! من هنوز نفهمیده ام چرا چیزهایی را که با عقلم جور در نمی آید راحت تر باور می کنم مثل همین که کسی می آید که مثل هیچ کس نیست یا همین که تو دوستم داری …
[ سهشنبه 09 آبان 1391 ] [ 20:37 ] [ voro0ojak ]
گاهی دلم می خواهد خودم را بغل کنم! [ سهشنبه 09 آبان 1391 ] [ 20:29 ] [ voro0ojak ]
با نبودنت"
غصه نخور" کنار آمده ام ....... خیلی دلم بگیرد گریه می کنم!!!!
[ یکشنبه 07 آبان 1391 ] [ 20:36 ] [ voro0ojak ]
[ شنبه 06 آبان 1391 ] [ 22:43 ] [ voro0ojak ]
عـــــــــــــید قربان مبارک باد [ پنجشنبه 04 آبان 1391 ] [ 15:40 ] [ voro0ojak ]
مرد و آرایشگر
مردی برای اصلاح سر و صورتش به آرایشگاه رفت در بین کار گفت و گوی جالبی بین آنها در گرفت. آنها در مورد مطالب مختلفی صحبت کردندوقتی به موضوع خدا رسید آرایشگر گفت: من باور نمی کنم که خدا وجود دارد. مشتری پرسید: چرا باور نمی کنی؟ آرایشگر جواب داد: کافیست به خیابان بروی تا ببینی چرا خدا وجود ندارد؟ ادامه مطلب [ پنجشنبه 04 آبان 1391 ] [ 00:28 ] [ voro0ojak ]
[ سهشنبه 02 آبان 1391 ] [ 15:05 ] [ voro0ojak ]
همیشه
[ دوشنبه 01 آبان 1391 ] [ 20:03 ] [ voro0ojak ]
گفتم خدایا از همه دلگیرم گفت حتی از من؟ گفتم خدایا دلم را ربودن گفت پیش از من؟ گفتم خدایا چقدر دوری گفت تو یا من؟ گفتم خدایا تنهاتریتم گفت پس من؟ گفتم خدایا کمک خواستم گفت از غیرمن؟ گفتم خدایا دوستت دارم گفت بیشتر از من؟ گفتم خدایا اینقدر نگو من گفت من توام و توهم تکه ای از من. [ جمعه 28 مهر 1391 ] [ 15:56 ] [ voro0ojak ]
عمری فرشته هم که باشی [ پنجشنبه 27 مهر 1391 ] [ 20:54 ] [ voro0ojak ]
|
||
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | ||