دلـــنوشته های وروجک
کاش سرنوشت جز این مینوشت 
قالب وبلاگ
نويسندگان

 

دوستت خواهم داشت در سکوت 

مبادا در صدایم توقعی باشد که خاطرت را بیازارد

 

 

[ چهارشنبه 25 مرداد 1391 ] [ 09:37 ] [ voro0ojak ]

مدتـــهاســـت
دلـــم شـــروعــی تـــازه میخــــــواهــد
تــو بیـــــــا
مــــــرا دوبـــــاره آغـــــــاز کـــن…

[ چهارشنبه 25 مرداد 1391 ] [ 09:32 ] [ voro0ojak ]

تمامی نفسهای امروز را تقدیمت میکنم تا به دوست داشتن دیروزم شک نکنی!..

 

 

[ چهارشنبه 25 مرداد 1391 ] [ 09:24 ] [ voro0ojak ]

دوستي رو از زنبور ياد نگرفتم كه وقتي از گلي

       جدا ميشه ميره سراغ گل ديگه.....

               بلكه دوستي رو از ماهي ياد گرفتم

                      که وقتي از آب جدا ميشه مي ميره...

 

[ یکشنبه 22 مرداد 1391 ] [ 23:39 ] [ voro0ojak ]

بچه ها ازدستش ندید جالبه یه خانمه که خودشو شبیه حروف می کنه فقط شما باید اسمتون رو واردش کنید تا با اسمش شما حرکاتش رو تنظیم کنه .

 

رقصنده با اسم !!


ادامه مطلب
[ جمعه 20 مرداد 1391 ] [ 11:38 ] [ voro0ojak ]
[ چهارشنبه 18 مرداد 1391 ] [ 21:47 ] [ voro0ojak ]

دلهره هــــــــــــایت رابه باد بــــــــــــده

                                          اینجــــــــــــــــا دلی هست که برای آرامشت دستی رو به آسمان دارد.

 

                      الـــــــــــــــــــــــتماس دعـــــــــــــــــــا ...

[ چهارشنبه 18 مرداد 1391 ] [ 00:37 ] [ voro0ojak ]

الو ... الو... سلام

کسی اونجا نیست ؟؟؟؟؟

مگه اونجا خونه ی خدا نیست؟

پس چرا کسی جواب نمیده؟

یهو یه صدای مهربون! مثل اینکه صدای یه فرشتس ، بله با کی کار داری کوچولو؟

خدا هست؟ باهاش قرار داشتم... قول داده امشب جوابمو بده.

بگو من میشنوم . کودک متعجب پرسید: مگه تو خدایی ؟ من با خدا کار دارم ...

هر چی میخوای به من بگو قول میدم به خدا بگم .

صدای بغض آلودش آهسته گفت یعنی خدام منو دوست نداره؟؟

فرشته ساکت بود ، بعد از مکثی نه چندان طولانی : نه خدا خیلی دوستت داره مگه کسی میتونه تو رو دوست نداشته باشه؟؟

بلور اشکی که در چشمانش حلقه زده بود با فشار بغض شکست وبر روی گونه اش غلطید وباهمان بغض گفت :اصلا اگه نگی خدا باهام حرف بزنه گریه میکنما...

بعد از چند لحظه هیاهوی سکوت ؛

بگو زیبا بگو، هر آنچه را که بر دل کوچکت سنگینی میکند بگو..

دیگر بغض امانش را بریده بود بلند بلند گریه کرد وگفت:خدا جون خدای مهربون، خدای قشنگم میخواستم بهت بگم تو رو خدا نذار بزرگ شم تو رو خدا...

چرا؟این مخالف تقدیره چرا دوست نداری بزرگ بشی؟

آخه خدا من خیلی تو رو دوست دارم قد مامانم ، ده تا دوستت دارم .اگه بزرگ شم نکنه مثل بقیه فراموشت کنم؟

نکنه یادم بره که یه روزی بهت زنگ زدم ؟ نکنه یادم بره هر شب باهات قرار داشتم؟ مثل بقیه که بزرگ شدن و حرف منو نمی فهمن.

مثل بقیه که بزرگن و فکر میکنن من الکی میگم با تو دوستم مگه ما باهم دوست نیستیم؟ پس چرا کسی حرفمو باور نمیکنه؟ خدا چرا بزرگا حرفاشون سخت سخته؟ مگه اینطوری نمی شه باهات حرف زد...

خدا پس از تمام شدن گریه های کودک:آدم ، محبوب ترین مخلوق من ... چه زود خاطراتش رو به ازای بزرگ شدن فراموش میکنه... کاش همه مثل تو به جای خواسته های عجیب من رو از خودم طلب میکردند تا تمام دنیا در دستشان جا میگرفت

کاش همه مثل تو مرا برای خودم ونه برای خودخواهی شان میخواستند . دنیا برای تو کوچک است ...

بیا تا برای همیشه کوچک بمانی وهرگز بزرگ نشوی ...

کودک کنار گوشی تلفن، درحالی که لبخند برلب داشت در آغوش خدا به خواب فرو رفت.

[ دوشنبه 16 مرداد 1391 ] [ 23:44 ] [ voro0ojak ]

 

سرگرمی,جملات زیبا, جملات عاشقانه, دل نوشته

 

گاهی دلم می خواهد خودم را بغل کنم!

ببرم بخوابانمش!

لحاف را بکشم رویش!

دست ببرم لای موهایش و نوازشش کنم!

حتی برایش لالایی بخوانم،

وسط گریه هایش بگویم:

غصه نخور خودم جان!

درست می شود!درست می شود!

اگر هم نشد به جهنم...

تمام می شود...

بالاخره تمام می شود...!!!

[ یکشنبه 15 مرداد 1391 ] [ 23:03 ] [ voro0ojak ]

http://s1.picofile.com/file/7454085264/hey1.jpg

سگ:

۱۱ تا ۱۹ دی

۱۲ تا ۱۴ فروردین

۲۵ تا ۳۰ خرداد

۱۹ تا ۲۴ تیر

۶ تا ۸ مهر

۱۰ تا ۲۵ آذر
.

سایر حیوانات و روزهای تولد به همراه خصوصیات در ادامه مطلب

 


ادامه مطلب
[ جمعه 13 مرداد 1391 ] [ 13:00 ] [ voro0ojak ]
صفحه قبل1...56789...14صفحه بعد
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

این وبلاگو تقدیم میکنم به هواداران وبلاگ www.sheyto0onak.loxblog.com
امکانات وب
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران